عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

396

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

را تعبيه كرد ، و مر محمد بن ابراهيم الطائى را بر مقدمهء سپاه بفرستاد . و محمد الطائي بجايى فرود آمد با همه خيل خويش . و چون بامداد بود ، مسلمانان به نماز و آبدست مشغول گشتند . پس خمارتاش [ 1 ] سالار خوارزميان با لشكر انبوه از بيابان بر آمد و بر ايشان كوفت و قومى را از خيل محمد طائى بكشت . و چون اين خبر به امير محمود رحمة اللّه برسيد تنگدل شد ، و فوجى از غلامان سراى را بفرستاد تا بر اثر خمارتاش برفتند ، و آن همه لشكر او را تار و [ 229 ] مار كردند ، و خمارتاش را دستگير كردند و بياوردند و كشته و خسته را قياس نبود . و چون به هزار اسب رسيدند ، لشكر خوارزم با تعبيه هر چه تمامتر ، همه با سلاحهاى تمام آراسته و ساخته ، پيش لشكر يمين الدوله آمدند ، و صفها بكشيدند ، و ميمنه و ميسره و قلب و جناح راست كردند ، و حرب بپيوستند . و بس روزگارى نشد ، كه لشكر خوارزميان هزيمت شدند ، و الپتگين بخارى كه سپه‌سالار خوارزميان بود دستگير شد ، و سپاه يمين الدوله روى بخوارزم نهادند ، و شهر خوارزم را بگرفتند . اول كارى آن كرد يمين الدوله بفرمود ، تا همه مجرمان را چون الپتگين بخارى [ 2 ] و غيره بگرفتند و پيش او آوردند . پس بفرمود تا مكافات هر يك بكردند . اهل قصاص را بقصاص رسانيدند ، و بعضى را بماليدند و ادب كردند ، و بعضى را بند نهادند و باز داشتند . و امير محمود رحمة اللّه مر حاجب بزرگ خويش التونتاش را به خوارزم شاهى نامزد كرد ، و خوارزم و گرگانج را به دو داد ، و او را تا آخر عهد خويش خوارزم شاه كرد ، و اندر طاعت و بندگى امير محمود رحمة اللّه و خاندان او بود . و فتح خوارزم پنجم صفر سنه ثمان و اربعمائه ( بود ) . و از آنجا باز گشت و ببلخ آمد ، چند وقت آنجا مقام كرد ، و مر امير مسعود

--> [ ( 1 - ) ] در تاريخ بيهقى 678 سالاران اين بغاوت الپتگين بخارى و خمارتاش شرابى و شادتگين خانى بودند . [ ( 2 - ) ] اصل : را چون ابو العباس و غيره بگرفتند . ب - چون العباس و غيره ؟